مهدی روشن پور
ملیت : ایرانی
-
قرن : 14
منبع : مردان موسیقی سنتی و نوین ایران (جلد پنجم)
مهدى روشنپور فرزند خلیل به سال 1323 در شهرستان ملایر متولد شد. پس از اتمام تحصیلات ابتدایى و متوسطه و دریافت فوق دیپلم در امور مالى و اقتصادى به استخدام وزارت امور اقتصادى و دارایى درآمد و پس از مدت 23 سال خدمت در سال 1366 بازنشسته شد، وى درباره فراگیرى موسیقى و نواختن ساز تار مىگوید:
«فراگیرى موسیقى و نواختن ساز تار را از سن پانزده سالگى در شهر ملایر با تشویق پدرم و میل باطنى خود آغاز كردم، معلم اول من شخصى بود به نام لطیف كه دیوانه این ساز شد و پنجه و شیریننوازى او را اهالى ملایر مىدانستند و سبك نوازندگى او را در تمام منطقه لرستان كسى نداشت و نمىتوانست یكى از مضرابهاى او را بنوازد.
مدت یك سال نزد وى كار كردم و پس از آن به طور سینه به سینه و پنجهاى نزد خود روزها و شبها به طور متوالى نواختن و به تمرینات مكرر پرداختم تا اینكه به تهران آمدم و در سال 1346 به استخدام وزرات داراى درآمدم و یك سال بعد به هنرستان موسیقى ملى رفتم و نت را نزد مرحوم حبیباللَّه صالحى فرا گرفتم و پس از آن دوباره به صورت تجربى نزد خود مشغول نواختن گردیدم و هر گوشه و ردیفى را از هنرمند و استادى مىآموختم و از هر بوستانى گلى و از هر خرمنى خوشهاى مىچیدم و با گوش دادن به رادیو و نوارهاى متعدد نوازندگان ساز تار قطعهاى را با هزاران امید و آرزو و زحمت مىنواختم تا اینكه دوران زحمت و فراگیرى آن چنانى برایم سپرى گشت و دیگر به جایى رسیده بودم كه صداى سازم مورد توجه همگان قرار مىگرفت و از آن لذت مىبردند و مرا مورد عنایت و تشویق خود قرار مىدادند.
در ضمن چون با هنرمندانى مثل اكبر گلپایگانى، عبداللَّه معافرى، ابراهیم سلمكى دوست بودم، از محضر ایشان هم در پیشبرد كارم بهره فراوان بردم و بعدها با گلپایگانى و جمال وفایى، درویش جاویدان، روحانگیز و عدهاى دیگر از هنرمندان برنامه اجرا كردم و همراه سایر دوستان هنرمندم در كنسرتهایى كه به مناسبتهاى مختلف در شركت نفت، آموزش و پرورش، ارتش برپا مىشد شركت كردم و موفق به دریافت تشویقنامههایى گردیدم كه موجود است و در ضمن با اركسترهاى محلى، كردى، لرى، بلوچى كنسرتهایى به نفع معلولین و سالمندان، بیماران كلیوى و جمعیت حمایت از زندانیان برپا كردیم و فعلا علاوه بر شركت در برنامههاى هنرى به تدریس در كلاس موسیقى مشغول مىباشم.
سبك نوازندگى من براساس شیریننوازى است و اعتقاد دارم تار سازى است كه باید آن را نوازش كرد نه اینكه نواخت و جز تعدادى به این مهم دست نیافتهاند، آن زخمههایى كه دل را از جاى مىكند و در تار و پود انسان رسوخ مىكند با رقص انگشتان روى سیمهاى ساز و پیاده نمودن احساس نوازنده روى سیمها و پردهها میسر است و الا ساز تار مخصوصا مخالف با مضراب خشك و چكشى روى سیمهاى خود مى باشد و این امر ظرافت و زیبایى صداى تار را از بین مىبرد.
فعالیت ها : : مشاهیر / هنر / موسيقي
تازه های مشاهیر
ارسال نظر
در ارسال نظر شما خطایی رخ داده است
کاربر گرامی، ضمن تشکر از شما نظر شما با موفقیت ثبت گردید. و پس از تائید در فهرست نظرات نمایش داده می شود
نام :
ایمیل :
نظرات کاربران
{{Fullname}} {{Creationdate}}
{{Body}}